حقیقت فقط به معنای واقعیت نیست

گویا دنیا هر از چند گاهی، ماموریتی تازه را به فلسفه محول میکند. الان هم یکی از آن دفعات است. بالاخره، واژهای بزرگ و انتزاعی مثل «حقیقت» در متن یک بحران فرهنگی قرار گرفت و میتوان از فیلسوفان خواست تا آن را تفسیر کنند. اما شاید کاری از فلاسفه برنیاید، چون مسئلۀ حقیقت برای فلاسفه، با کاربردِ تحریفآمیزِ آن برای عدهای از مردمِ دنیا فرق دارد. تحریفِ حقیقت توسط مردم را نمیتوان بلافاصله با یک تئوری جدید فیصله داد.
آیا ما در یک دوره پساحقیقت زندگی میکنیم؟

این روزها مکررا گفته میشود که به دوره ترسناکی از پساحقیقت وارد شدهایم که در آن نه تنها حقایقی مشخص، بلکه حتی تمام تاریخ ممکن است جعل شده باشد. اما اگر این دوران پساحقیقت باشد، پس چه زمانی دقیقا دوره آرامش و سکون حقیقت بوده است؟ و چه چیزی باعث انتقال ما به دوران پساحقیقت شد؟ اینترنت؟ رسانههای جمعی؟ ظهور پوتین و ترامپ؟