یک و نیم قرن پیش یک همهگیری شبیه کووید ۱۹ رخ داد؛ ولی درس نگرفتیم

وبا در 1849 جانِ بیش از 100 بیمار را در آسایشگاهِ وسترایدینگ بریتانیا گرفت. عمقِ فاجعه چنان بود که پزشکی ازطرف مدیران آسایشگاه مامور شد که تحقیق و دلیل فاجعه را کشف کند. نتیجۀ کار او، گزارشی بود که سال 1850 منتشر شد و توصیف او از وضعیت شباهت زیادی به همهگیری کووید ۱۹ دارد.
رابطۀ عوامگرایی سیاسی و مدیریت بحران کرونا

عوامگرایی یا پوپولیسم پدیدۀ نسبتا سادهایست. رهبرانِ پوپولیست چیزهایی را که مردم دوست دارند بشنوند، به آنها میگویند، و همیشه هم رأیِ آنها را مالِ خود میکنند. رهبرانِ پوپولیست معمولا قبل از آنکه مردم متوجهِ دروغهایشان شوند، یا میمیرند یا بازنشست میشوند، یا به یک دیکتاتور بدل میشوند. ولی وقتی مصیبتی ناگهانی مثل بحران جاری کووید ۱۹ بروز میکند، نواقصِ پوپولیسم هم بلافاصله آشکار میشود.
جستاری پدیدارشناسانه بر اپیدمی کرونا

در مواجهه با کرونا، رنج ملال و تنهایی ابتداییترین وضعیتی بود که تک تک انسانهای این کره-ی خاکی را به شکلی تازه درگیر کرد. پس از مدتهای مدید، دگربار انسان به اعماق خود فرو رفت و طعم گس و تلخ تنهایی را چشید؛ تنهاییای که به ناچار اجازه مستولی شدنش را میدهیم اما نهایتاً این مستولی شدن یادآورِ تنهاییِ بنیادین بشر است،
برای جنگ با کرونا، باید بیشتر، بزرگتر، و متفاوتتر از گذشته باشیم

همهگیریِ کرونا، تجسمی واقعی از ایدۀ اندرسون است. یک ذرۀ ویروسیِ منفرد، بهتنهایی بیاثر است، و بنابه تعاریفِ علمیْ مرده محسوب میشود؛ هرچند ظاهرا میتواند روی سطوح تا مدتی به بقای خود ادامه دهد. این ذرۀ ملکولیِ بینهایت ریز، مثل اسب تروآ عمل میکند. خودِ ویروس درواقع فقط مجموعهای از دستورالعمل است: یعنی یک رشته از موادِ ژنتیک است که داخلِ یک کپسولِ پروتئینی قرار میگیرد، و بستهای از اطلاعات را در خود حمل میکند.
از رمانهای تاریخی با مضمون بیماریهای مُسری چه میتوان آموخت؟

طی چهار سال گذشته، من درحالِ نگارشِ یک رمانِ تاریخی بودهام که داستانِ آن مربوط به سالِ 1901 و سومین همهگیریِ بزرگِ طاعون است؛ این طاعونْ میلیونها نفر را در آسیا کُشت ولی [درمقایسه با آسیا،] در اروپا چندان کشتهای برجا نگذاشت. طی دو ماهِ گذشته، دوستان و خانواده و ویراستاران و ژورنالیستهایی که با موضوعِ رمانِ من «شبهای طاعون» آشنا بودند، مرا آماجِ سوالاتی دربارۀ همهگیریهای تاریخ کردند.
چرا برای زندگی باید جنگید وقتی چنین آسان از دست میرود؟

در صورتی که زندگی چنان شکننده است که یک ویروس به سادگی بتواند آنرا در یک لحظه از بین ببرد، سئوال حتمی این است که زندگی چه مفهومی دارد؟ چه باقی میماند و ما در عصر ویروس کرونا، با زندگی مان چه کاری میتوانیم؟
خشونت خانگی: زنان هرات شاید از کرونا جان بهدر ببرند، ولی از قرنطینه نه

خشونت علیه زنان در افغانستان فراگیر است؛ حالا که بهخاطر همهگیریِ کرونا، خدماتِ اجتماعی تعطیل است، مددکارانی که با زنانِ قربانی کار میکنند، شدیدا نگران جانِ این زنان هستند
مبتلایان بینشان پنهان ممکن است باعث شیوع مجدد کرونا شوند

دانشمندان تلاش میکنند تعدادِ مبتلایانی را که بدونِ علامت یا دارای علائم خفیف هستند محاسبه کنند، چون این افراد احتمالا درحال انتشار ویروس هستند.
آیا تهدید کرونا میتواند ما را به انسانهای بهتری تبدیل کند؟

واکنش ما به ویروس کرونا چگونه باید باشد؟ چهطور میتوانیم از این فرصتِ هولناک برای تحولِ خودمان استفاده کنیم؟ یک رویکرد این است که بهقولِ بوداشناسان، «شش کمالِ اخلاقی» را در خود بپرورانیم. اینها صفاتِ شخصیتی یا عاداتِ ذهنی هستند که خودمان و دیگران را بهرهمند کرده و قادرمان میسازند تا اخلاقیاتِ بهتری داشته باشیم و واکنشِ معقولتری از خود بروز دهیم و درقبالِ اطرافیانمان پذیرشِ بیشتری نشان دهیم.
چگونه حکومتهای استبدادی، شیوع جهانی ویروس کرونا را تسریع میکنند؟

در چند هفتۀ اول که خیلی حیاتی بود و قرنطینۀ شَدید میتوانست از شیوعِ بیماری جلوگیری کند، حکومتِ چین اول اصرار داشت که هیچ ویروسِ جدیدی درکار نیست، و بعد گفتند که اوضاع را کاملا تحت کنترل دارند؛ درحالیکه تمامِ این مدت کرونا در حال گسترش بود. وقتی شیوعِ مرض غیرقابلانکار شد، حزب کمونیست چین طبق معمول دروغگو از آب درآمد، شعلۀ بیاعتمادی و خشم بدتر هم شد، و دولتهای خارجی معقولانه به این فکر افتادند که دیگر نمیتوانند به اعداد و ارقامی که از چین میآید، اعتماد کنند.
به دام اطلاعات غلط درباره ویروس کرونا نیفتید

از 30 ژانویۀ امسال این ویروس دستکم به 18 کشور دیگر منتشر شده و بیش از 7800 نفر را مبتلا کرده است. سازمان جهانی بهداشت، وضعیت اضطراری بهداشتِ عمومی اعلام کرده است. خیلی مهم است که بدانیم، هنوز مقامات دارند دربارۀ ویروس کرونا تحقیق میکنند، پس حرف منابعی که ادعا میکنند همه چیز را میدانند، باور نکنید.