درسهای زندگی: در باب هانا آرنت

برخی مواضعِ جنجالی آرنت برای خیلیها غیرقابل قبول است. او شجاعت زیادی در بازگویی واقعیتهای تاریخ داشت، ولی در نهایتْ مطالعهٔ آنچه بر او گذشتْ آموزندهتر از ایدههاییست که خود او توانست از زندگی استخراج کند…
کارل یاسپرس شهروند جهان؟

هیچ کس نمیتواند آنطور که شهروند کشور خود است، شهروند جهان باشد. در کتاب دربارهی خاستگاه و غایت تاریخ، یاسپرس، به تفصیل، پیامدهای دولتی جهانی و امپراطوریای جهانی را بحث میکند.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۸): کانت، پیشرفت و حق انقلاب

همانطور که نادرستی استبداد را میتوان نشان داد، نادرستی شورش نیز از این واقعیت معلوم میشود که اگر دستوری که بر اساس آن [مردم] عمل خواهند کردند به طور علنی به رسمیت شناخته شود، در هدف خود ناکام میماند.
دیدار در قلمرو روح: هانا آرنت و کارل یاسپرس

معمولاً در بررسی زندگی و اندیشهی هانا آرنت، رابطهی عاشقانهی آرنت با مارتین هایدگر، و دامنهی تأثیرپذیری فلسفیاش از او برجسته میشود اما آرنت بسی بیش از آنکه در نگاه اول به نظر میرسد مدیون دانش و منش یاسپرس است.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۶): پروژهی نقد کانت و پیامدهای سیاسی آن

فلسفه بنا به طبیعت خود چیزی باطنی است که نه برای عوام ساخته شده نه میتواند که برای عوام آماده شود؛ فلسفه فلسفه است تنها تا جایی که کاملاً در نقطهی مقابل عقل و حتی نقطهی مقابل حس مشترک قرار دارد.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۵): از نقد فلسفی به نقد سیاسی

کانت مدعی است وظیفهی ارزیابی زندگی در زمینهی التذاذ و رنج را میتوان از هر آدم عادی که دارای عقل سلیم است و دربارهی زندگی بازمیاندیشد، انتظار داشت.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۴): سیاستگریزی فلسفه

چقدر مردم عادی وقتی میگویند زندگی یک فیلسوف به مردن میماند، راست میگویند. مرگ، جدایی میان جسم و روح، برای افلاطون دلپذیر بود؛ او به گونهای عاشق مرگ بود، زیرا جسم با همهی نیازهایش موجب وقفه در کاوشهای روحانی میشود.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۳): آیا آدم خوب شهروند خوب هم هست؟

سازمان دادن یک دولت، هرچند دشوار به نظر برسد، حتی برای قوم شیاطین هم قابل حل است، به شرط آنکه عاقل باشند. کانت – معتقد بود که انسانی بد میتواند در دولتی خوب شهروندی خوب باشد.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۲): اهمیت سیاسی نقد قوهی حکم

سه پرسش معروفی که، از دید کانت، کار فلسفه پاسخ بدانهاست، برای شما آشناست: چه میتوانم بدانم؟ چه میتوانم انجام دهم؟ به چه میتوانم امید ببندم؟
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۱): آیا کانت فلسفه سیاسی دارد؟

ادبیات کانتشناسی گسترده است، ولی کتابهای اندکی دربارهی فلسفهی سیاسی کانت وجود دارد، و از میان آنها تنها یکی هست که به خواندناش میارزد – جنگگریزی و صلحخواهی کانت نوشتهی هانس زانر
داوری دربارهی [داوری]: نقدی بر ترجمهی درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت

درسگفتارهایی دربارهی فلسفهی کانت جای فصلی از کتاب حیات ذهن یا حیات روح را میگیرد که اجل فرصت نوشتن آن را به هانا آرنت نداد، ولی موضوع آن، یعنی قضاوت، دستکم، ذهن آرنت را، طی دو دههی پایانی عمرش، به خود مشغول داشت.
حباب سیاسی چیست و چرا هانا آرنت میگوید باید هرچه زودتر از آن خارج شد؟

در فضای سیاسیِ امروز که آمیخته به عوامگرایی و بیگانههراسی است، هرکسی ممکن است وسوسه شود که در خانه بنشیند و از روابط اجتماعی و عمومی طفره رود. درواقع این ذهنیتِ غالب وجود دارد که سیاستِ افراطی و کاپیتالیسمِ نئولیبرال و فساد را نمیتوان جایگزین کرد. گویا احساس همبستگی بین دولتهای ملی، جای خود را به تنفر از خارجیان و نوستالژی برای شکوه ملی گذشته داده است.