چرا سیمون دوبووار اعتقادی به «زن قوی» نداشت؟

سیمون دوبووار در کتاب «جنس دوم» (۱۹۴۹) میگوید در جامعهای که شالوده نگاه حاکم نسبت به زنان «مشتی افسانهٔ ضد و نقیض» است، این قشر در جایگاه ضعیفی قرار دارند. او معتقد است که در چنین جوامعی، زنان به جای اینكه ترغیب شوند که رویاهای خود و برنامه های معناداری برای زندگی دنبال کنند، نگاه حاکم – چه در ادبیات و تاریخ و چه در علوم تجربی و روانکاوی – این باور را به زن میدهد که زن بودن یعنی خود را وقف دیگران، بخصوص مردان، کردن.
داستان یک ساعت

با اطلاع از این که خانم مالارد مشکل قلبی دارد، دقت زیادی به عمل آورده شد تا خبر مرگ همسرش را تا جایی که ممکن است به آرامی به او دهند. خواهرش جوزفین با جملات شکسته، نیمی از خبر را در لفافه برای او آشکار کرد. دوست همسرش ریچارد نیز آنجا کنارش بود. ریچاردز در دفتر روزنامه بود که خبر حادثهی ناگوار راه آهن به آنها رسید و نام «برنتلی مالارد» در راس فهرست کشتهشدهها بود.