درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۳): آیا آدم خوب شهروند خوب هم هست؟

سازمان دادن یک دولت، هرچند دشوار به نظر برسد، حتی برای قوم شیاطین هم قابل حل است، به شرط آنکه عاقل باشند. کانت – معتقد بود که انسانی بد میتواند در دولتی خوب شهروندی خوب باشد.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۲): اهمیت سیاسی نقد قوهی حکم

سه پرسش معروفی که، از دید کانت، کار فلسفه پاسخ بدانهاست، برای شما آشناست: چه میتوانم بدانم؟ چه میتوانم انجام دهم؟ به چه میتوانم امید ببندم؟
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۱): آیا کانت فلسفه سیاسی دارد؟

ادبیات کانتشناسی گسترده است، ولی کتابهای اندکی دربارهی فلسفهی سیاسی کانت وجود دارد، و از میان آنها تنها یکی هست که به خواندناش میارزد – جنگگریزی و صلحخواهی کانت نوشتهی هانس زانر
داوری دربارهی [داوری]: نقدی بر ترجمهی درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت

درسگفتارهایی دربارهی فلسفهی کانت جای فصلی از کتاب حیات ذهن یا حیات روح را میگیرد که اجل فرصت نوشتن آن را به هانا آرنت نداد، ولی موضوع آن، یعنی قضاوت، دستکم، ذهن آرنت را، طی دو دههی پایانی عمرش، به خود مشغول داشت.
فلسفه نمیتواند به پرسش «چگونه زیستن» پاسخ دهد

این پرسش که «چگونه زندگی کنیم؟»، جوابِ سرراستی ندارد که همچون «گزینهٔ صحیح» همواره دمِ دستمان باشد. این نوع سوالات مثل دردهاییست که ممکن است هنوز درمان نداشته باشد اما باید تا جای ممکن آن را تسکین داد.
اضطراب، نه یک نابهنجاری، که انگیزهبخش غلبه بر مجهولات و گسترش دانش است

اضطراب بیماری نیست، بلکه یک صفت ضروریِ انسانیست که ما را به کاوشِ اسرار بزرگ و لاینحل هدایت میکند؛ فلسفهورزی یعنی پذیرشِ تشویش و رفتن به سوی پرسشگری.
فاسدِ کامیاب: درسی از زندگی یک خائن

برنارد گرت نظریهپرداز اخلاقیات معتقد است آدم برای آنکه شاد باشد یا در زندگی کامیاب شود، لازم نیست اخلاقیات را رعایت کند. یعنی ممکن است کسی فاسد باشد، اما بههرحال کامیاب شود.
آیا حقوق بشر بالاتر از ایجابات قانونی آن است؟

بسیاری به این باورند که اختلافات فلسفی بر سر ماهیت و ریشههای حقوق بشر را باید کنار گذاشت. زیرا ما در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم، قرنی که حقوق بشردر کنار افکار فلسفی در متن قانون نیز به شکل صریح و آشکار درج شده است.
فلسفه عامهپسند و وظیفهٔ مدنیِ دانشگاهها و مراکز علمی

تعاملِ دانشگاه با محیط اطرافْ منافعی متقابل دارد، اما مشارکتِ عمومیْ دلایل اخلاقی و سیاسی هم دارد. مراکز علمی وجوهِ دولتیِ قابلتوجهی دریافت میکنند، درنتیجه هزینههای علمی باید توجیهِ عامالمنفعه هم داشته باشد.
نقش فیلسوفانِ بینامونشان در فهم «فلسفۀ مهتران»

چهقدر دربارۀ ابن مُسکویه میدانید؟ ناگارجونه چطور؟ لوکرزیا مارینلا، یا هِنری اودِرا اوروکا چهطور؟ احتمالا هیچ. درواقع شاید اسمشان هم هرگز به گوشتان نخورده باشد. این متفکران بهندرت در آموزههای فلسفه ظاهر میشوند و تالیفاتشان شاید اصلا در کتابخانههای بزرگ اروپا و آمریکای شمالی یافت نشود.
فلسفۀ «فلسفۀ عامهپسند» چیست؟

فلسفۀ عمومی طیفی دارد که از همهفهمسازیِ ایدههای فلسفی گرفته تا کاربرد آن ایدهها را در زندگی روزمره شامل میشود. این یعنی فلسفۀ عمومی مستلزم انجام کار مکتوم در فضای علمی [آکادمیک] توسط فیلسوفان است.
رابطۀ فلسفۀ عامهپسند و اخبار روز

تصویر مردمی شیفته که مستقیم به صفحه مونیتور چشم دوختهاند، قیاسی با تمثیل افلاطون در ذهن میآفریند: صفحات موبایل و کامپیوتر ما، دیوارهای غار زمان ما هستند، و ما با تماشای آنها شاهد نمایشی کمنور از واقعیت روزمره هستیم.