فرهنگ فلسفی ولتر: علیه تعصب و قربانی آن

فرهنگ فلسفی را همانگونه که بیاعتنا به انسجام معمول کتابها نوشته شده، پارهپاره و پیش و پس میتوان خواند، و لازم نیست که از ابتدا تا انتها به ترتیب خوانده شود.
کانت به روایت ذکاء الملک

بزرگترین معمای سیر حکمت در اروپا آن است که فروغی از چه منبع یا منابعی برای نوشتن این اثر سترگ بهره گرفته است. اگر این معما گشوده بود، بهتر میتوانستیم دربارهی پست و بلند زبان و درونمایهی این کتاب کلاسیک داوری کنیم.
جستار کانت: «صلح پایدار» یا «صلح جاودان»؟

در «به سوی صلح جاودان»، دین حضوری پررنگ دارد. فراموش نکنیم که بخش مهمی از جنگهای اروپا، از جمله در قرن هجدهم، نبردهای مذهبی بودهاند.
فروغی و ادیب سلطانی: دو رویکرد رویارو در ترجمهی فلسفی

استاد میرشمس الدین ادیب سلطانی، در پیشگفتارهای خود بر دو ویراستِ ترجمهی سنجش خرد نابِ ایمانوئل کانت، دستکم، هفت بار، به ذکر جمیل محمد علی فروغی و اثر ماندگارش، سیر حکمت در اروپا، میپردازد.
دکارت: گفتاری علیه کتاب

آیا میان ژانرِ(نوع) نوشتن و درونمایهی نوشته پیوندی نزدیک و معنادار برقرار است؟ آیا مضمون مانند مایعی است که میتوان در ظرفهایی با ابعاد و اشکال گوناگون ریخت بدون آنکه ماهیت آن مایع تغییر کند؟
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۸): کانت، پیشرفت و حق انقلاب

همانطور که نادرستی استبداد را میتوان نشان داد، نادرستی شورش نیز از این واقعیت معلوم میشود که اگر دستوری که بر اساس آن [مردم] عمل خواهند کردند به طور علنی به رسمیت شناخته شود، در هدف خود ناکام میماند.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۷): اندیشهی انتقادی و قضاوت به جای دیگری

اندیشیدن انتقادی نه تنها بر آموزهها و مفاهیمی که فرد از دیگران دریافت میکند، بر پیشداوریها و سنتهایی که به ارث برده، به کار برده میشود، که دقیقاً با کاربرد معیارهای انتقادی بر اندیشهی خود فرد است که کسی هنر اندیشهی انتقادی را میآموزد.
راه پرپیچوخم علم، از عصر باستان تا دوران مدرن

علم، مذهب نیست، و حقیقتِ علمی بر مبنای منطق و آزمایش و مشاهداتِ قابلاثبات شکل میگیرد. اما در دوران قدیم، مشاهداتِ واقعی اهمیتِ چندانی نداشت. مثلا برای ارسطو و پیروانش، منطقْ بالاترین داورِ حقیقت بود.
دیدار در قلمرو روح: هانا آرنت و کارل یاسپرس

معمولاً در بررسی زندگی و اندیشهی هانا آرنت، رابطهی عاشقانهی آرنت با مارتین هایدگر، و دامنهی تأثیرپذیری فلسفیاش از او برجسته میشود اما آرنت بسی بیش از آنکه در نگاه اول به نظر میرسد مدیون دانش و منش یاسپرس است.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۶): پروژهی نقد کانت و پیامدهای سیاسی آن

فلسفه بنا به طبیعت خود چیزی باطنی است که نه برای عوام ساخته شده نه میتواند که برای عوام آماده شود؛ فلسفه فلسفه است تنها تا جایی که کاملاً در نقطهی مقابل عقل و حتی نقطهی مقابل حس مشترک قرار دارد.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۵): از نقد فلسفی به نقد سیاسی

کانت مدعی است وظیفهی ارزیابی زندگی در زمینهی التذاذ و رنج را میتوان از هر آدم عادی که دارای عقل سلیم است و دربارهی زندگی بازمیاندیشد، انتظار داشت.
درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت (۴): سیاستگریزی فلسفه

چقدر مردم عادی وقتی میگویند زندگی یک فیلسوف به مردن میماند، راست میگویند. مرگ، جدایی میان جسم و روح، برای افلاطون دلپذیر بود؛ او به گونهای عاشق مرگ بود، زیرا جسم با همهی نیازهایش موجب وقفه در کاوشهای روحانی میشود.