عشق واقعی از دیدگاه سیمون دو بووار

از منظر امروزی، دیدگاهِ بووار دربارۀ عشقِ واقعی، نسبتا کهنه و بدبینانه بهنظر میرسد: مثلا او روابط مردان و زنان را در قالبی زوجی نشان میدهد که احتمالا به مذاقِ بسیاری از خوانندگان امروز خوش نمیآید. درمقایسه با زنانِ 70 سال پیش، زنانِ امروز دسترسی بیشتری به آموزش و اشتغال دارند؛ برای این زنان، عشق لزوما همۀ زندگیشان نیست (چیزیکه بووار مطرح میکرد)، بلکه آنها عمدتا عشق را فقط قسمتی از زندگی خود میبینند. هرچند امروزه نابرابریِ ساختاری کماکان وجود دارد، روابط مردان و زنان (یا مردان و مردان، یا زنان و زنان، و غیره) بهلحاظ نظری شانس بیشتری برای بقا در شرایط برابر دارد.
آیا غم عشق ممکن است به مرگ منجر شود؟

مرگ در اثر دلشکستگی، موضوعی رایج در ادبیات است؛ حتی شکسپیر از «سوگِ مرگبار» سخن گفته است. دردِ ناشی از باختنِ معشوق، قطعا بهسختیِ دردِ جسمانیست. اما آیا واقعا ممکن است کسی از دلشکستگی بمیرد؟ درواقع نوعی عارضۀ قلبیِ ناشی از استرس بهنام «سندرومِ قلبِ شکسته» وجود دارد که میتواند آدم را بکشد. بررسیِ افرادِ سوگوار نشان میدهد که استرسْ تاثیرِ دردناکی بر سلامت انسان دارد، اما دانشمندان میگویند که سوگِ مرگبار، فقط ناشی از استرس نیست.
عشق با چشم بسته نیز تو را سیراب میکند

ظهیر میگوید تصویر او از زندگیِ قبل از نابینایی در ذهنش حک شده است. اما قادر نیست چهرهٔ دوستان جدیدی را که پس از نابینایی پیدا کرده، در ذهن تجسم کند. میگوید: «دوست داشتن با چشمان باز – وقتی عاشق کسی میشوی که او را میبینی – فرق میکند تا عشق با چشم بسته. عشقت را نمیبینی، اما او همچنان تو را سیراب میکند.»
آیا عشق، به آن معنایی که در ذهن ماست، تنها شکل دوست داشتن است؟

عشق ارزشی است که به ما حس انسانی میدهد، اما همزمان میتواند منبع رنج و دلهره نیز باشد. گذشته از اختلافات معمول در رابطهها، در یک رابطه خوب نیز ممکن است گاهی نگران شویم که آیا آنچه تجربه میکنیم عشق به معنای واقعی آن است؟ آیا دقیقا همان حسی است که دیگران از آن حرف میزنند و تجربه میکنند؟