سگها، گربهها و آدمها
در قلب رئوف و مهربان نادژده به همان اندازه که محبت ملدوی و کرساویتسه خانه کرده بود، در برابر ذات گربه و پشک کینه حکمفرما بود. همینکه نام پشک را میشنید، اول با انزجار تمام تفی در بیخ دیوار میانداخت و سپس در مذمت ذات و نژاد گربه آنقدر کتاب و رساله روی هم میگذاشت، که دیگر جایی روی میز خالی نمیماند.
همه خرس
پسته محاصره بود؛ زمین سخت و آسمان دور، مرگ از چهار سو در پرواز، دیپوی مهمات خالی، مجاهدین پشت دروازه قلعه سنگر گرفتهاند، پستههای اطراف هم که یا سلام تسلیمی زدند و یا پرخچههایشان باد شد. امید رسیدن کمک از ولسوالی صفر است و مرگ پیشت دیوار قلعه در کمین. اینها روحیه سربازها را بشدت ضعیف کرده، ولی عزم تورن جزم بود. میگفت: «یا وطن یا کفن! هرگز با این اشرار در یک راه نخواهم رفت.»