سرباز قهرمان

شبهایی که اینجا بودی، دلم را به گفتن داستانهایت، پر میکردی. حرارت تنت را در نیم قدمیام حس میکردم، صدای نفسهایت از کنار گوشم عبور میکرد و بر موهایم مینشست، ابروهایت را به موی پیشانیات میزدی…
ادبیات، جامعه، سیاست

شبهایی که اینجا بودی، دلم را به گفتن داستانهایت، پر میکردی. حرارت تنت را در نیم قدمیام حس میکردم، صدای نفسهایت از کنار گوشم عبور میکرد و بر موهایم مینشست، ابروهایت را به موی پیشانیات میزدی…