«زبانهای حقیقت»؛ چهرهای واقعیتر از سلمان رشدی

رشدیِ بدخلق، شبیه رشدیِ واقعی است. و برای همین اگرچه در کتابِ «زبانهای حقیقت»، براهینِ او دربارهٔ وضع ادبیاتِ داستانیْ متقاعدکننده نیست، دستکم نشانههای واقعیِ حیات او هستند.
من شاهد ظهور و سقوطِ دیکتاتورها بودهام؛ آمریکا مراقب باش!

ترامپ رئیسجمهور آمریکا نمونهای کوچک از این مستبدان است. او زمامدارِ کشوریست که بهلحاظِ تاریخی خود را هواداِر آزادی دانسته است؛ که البته همیشه اینطور نبوده است. تا امروز، با ساختوپاختِ جمهوریخواهانْ او کمابیش لجامگسیخته حکومت کرده است. حالا انتخابات در راه است و او محبوبیتی ندارد، برای همین بهدنبالِ راهی برای پیروزی دستوپا میزند. و اگر معنایش پایمالکردنِ آزادیهای آمریکایی باشد، اشکالی هم ندارد.
سلمان رشدی: کار نویسنده باید از پس محک تاریخ برآید

سلمان رشدی در چهل سال گذشته شانزده عنوان کتاب منتشر کرده، از جمله «بچههای نیمهشب» که گل سرسبد کتابهای برنده جایزه بوکر است، اما نام او با «آیات شیطانی»، پنجمین رمان او گره خورده؛ کتابی که فتوای قتل او را از سوی آیتالله خمینی، رهبر مذهبی ایران، در سال ۱۹۸۹ به دنبال داشت. مطلبی که میخوانید مصاحبه الیسون بیرد نشریه هاروارد بزنس رویو با سلمان رشدی درباره آثار و کار او به عنوان یک نویسنده است.
رئالیسم جادویی: عشق به جادوی جاودانه

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده شهیر کلمبیایی، پدیدآورنده ژانر رئالیسم جادویی در ادبیات داستانی نبود، اما تقریبا همه آثار داستانی کوتاه و بلند خود را در همین ژانر نوشته است. نویسندههای زیادی در امریکای لاتین و سایر کشورها در این ژانر نوشتهاند و هنوز مینویسند. آنچه آثار مارکز را از دیگران متمایز میکند، پیوستگی و عمق […]
موی پیامبر

اوایل سال هزار و نهصد و اَندی، زمانی که سرینَگـَر دچار چنان زمستان سردی بود که استخوانهای آدمی را مثل شیشه میتوانست بشکند، مردی جوان، که آثار ثروت و مکنت روی صورت سرخ شده از سرمایش هویدا بود، وارد بدنامترین محله شهر شد؛ جایی که خانههای بنا شده از چوب و آهنکهنهاش به نظر میرسید هر آن فرو خواهد ریخت.
موی پیامبر

اوایل سال هزار و نهصد و اَندی، زمانی که سرینَگـَر دچار چنان زمستان سردی بود که استخوانهای آدمی را مثل شیشه میتوانست بشکند، مردی جوان، که آثار ثروت و مکنت روی صورت سرخ شده از سرمایش هویدا بود، وارد بدنامترین محله شهر شد؛ جایی که خانههای بنا شده از چوب و آهنکهنهاش به نظر میرسید هر آن فرو خواهد ریخت. مرد با صدایی زمزمهوار و لحنی جدی از اوباشان محل پرسید کجا میتواند یک سارق حرفهای قابل اعتماد و اتکا پیدا کند