ایدئولوژیِ ضد زندگی

اگر کسی بگوید من طرفدار ابن سینا هستم، مثل این است که هیچ چیز نگفته. اما اگر کسی بگوید من طرفدار استالین هستم، عدهی زیادی در موافقت و مخالفت با او برانگیخته خواهند شد. چرا؟
آرامگاه

زیر خاک فضا نه روشن بود و نه تاریک. مثل آخر شب بود؛ مثل شروع صبح زود. جا تنگ نبود. درون خاک نشسته بودم. میتوانستم چهار طرفم را ببینم، اما سرتاسر بدنم در خاک غرق بود. نفسم آزاد بود. احساس خفگی نمیکردم. پیرمرد کمی آنسوتر بر آرنج چپ خود تکیه کرده بود. او هم غرق خاک بود. پرسیدم: «اینجا کجاست؟»
طنز آموزش «شکل دگر خندیدن» است

مولانا جلال الدین میگفت: «عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن». میتوان به جای آن عشق «طنز» هم گذاشت. در نظر من، هدف طنز همان آموزش «شکل دگر خندیدن» است. به این معنا که شما در طنز چیزهایی را به دیگران نشان میدهید که دیگران احتمالا نتوانستهاند ببینند؛ اما طوری نشان میدهید که دیگران وقتی آن را میبینند خنده شان میگیرد.