چرا آرمانشهرِ افلاطون به درد ما نمیخورد

دو هزار سال پس از افلاطون، معلوم شده است که ایدههای آرمانشهریِ او، یاوههایی بیش نیست. هیچ آدمِ عاقلی هرگز دوست ندارد در ویرانشهرِ افلاطونی زندگی کند و عمر خود را تباه سازد…
نیهیلیسم؛ تهدید همیشگی

نیهیلیسم جاذبههای کاذبی دارد که برجستهترینِ آنها را در قرن بیستم و در قالب نیهیلیسمِ سیاسی تجربه کردیم. اما از همان ابتدای تولد نیهیلیسم، برخی متفکران خطراتِ آن را هشدار داده بودند…
آیا تأمل در باب مرگ همانند پوشیدن کت خزدار در تابستان است؟

هرآنچه که موجود است، در معرض نابودی، دگرگونی، پراکندگی و فاسدشدن است. گویا همه چیز برای مرگ به دنیا آمده است. زندگی بشر زودگذر و ناچیز است: دیروز قطرهای منی، فردا مومیایی، و نهایتا خاکستر…
شما هم «ترسِ از دست دادن» دارید؟!

ترس از دست دادن، جزء لاینفک زندگی است که با پشت سر گذاشتن آن در هر مرحله میفهمیم که ما به این جهان، آمدهایم برای مراقبت و افزودن چیزی از جنس عشق به این خانه و گذاشتن و گذشتن…
عقاید را میتوان تحمل کرد اما محترم نشمرد

رواداری بهمعنای احترام به عقاید نیست. کسانی که فکر میکنند رواداری یعنی ناراحتنکردنِ دیگران، معنای آن را تحریف کردهاند. ایجاد تمایز بین این دو مفهوم نکتهای کلیدی در شناخت حقوق طرفین مناقشات عقیدتی است.
«حبس» در ادبیات و سینما: ترس از آزادی، در انتهای تونل طویل حبس

تصور زیستن در حبسی دائم تمرکز زیادی میطلبد، چرا که قرار گرفتن دقیق در آن حالات با اشراف به همه جزئیات آن موقعیت، نمیتواند تنها در چشم به هم گذاشتنی معمول فرض شود.
آیا باور مذهبی توهم است؟

برای میلیونها نفر، دین منبع آرامش است، اما برخی باورهای مذهبیْ حیاتِ بشر را بیارزش یا تخریب میکند، و ما تدریجا داریم به این موضوع پی میبریم که بسیاری از برداشتهای دینی، ناشی از اختلالاتِ روانیست…
فلسفه نمیتواند به پرسش «چگونه زیستن» پاسخ دهد

این پرسش که «چگونه زندگی کنیم؟»، جوابِ سرراستی ندارد که همچون «گزینهٔ صحیح» همواره دمِ دستمان باشد. این نوع سوالات مثل دردهاییست که ممکن است هنوز درمان نداشته باشد اما باید تا جای ممکن آن را تسکین داد.
ویژگیِ انطباق عاطفی انسان را از دیگر جانداران جدا میکند

جنین انسان پیش از تولد صدای مادرش را میشنود: صدایی که او را به دنیا فرامیخواند. حتی یک ندای خیالی میتواند ما را به دنیای زندگان فرابخواند و از مرگ نجات دهد. انسانبودن یعنی شنیدن این صداها و متاثرشدن از آنها.
اضطراب، نه یک نابهنجاری، که انگیزهبخش غلبه بر مجهولات و گسترش دانش است

اضطراب بیماری نیست، بلکه یک صفت ضروریِ انسانیست که ما را به کاوشِ اسرار بزرگ و لاینحل هدایت میکند؛ فلسفهورزی یعنی پذیرشِ تشویش و رفتن به سوی پرسشگری.
ما، سوگواران: دربارهٔ تجربهٔ سوگواری در عصر حاضر

وقتی پدربزرگم را از دست دادم تقریبا چهارده ساله بودم، تعطیلات عید تمام شده بود، صبح زود بود و برای رفتن به مدرسه آماده می شدم، تلفن زنگ خورد و بعد تا چند ساعت بعد همه چیز به سوالی کوتاه از سوی پدر خلاصه شد که از نجوای گنگ پشت تلفن پرسید: «تموم شد؟»
فواید نوستالژی و نحوهٔ بهرهبردن از آن

نوستالژیْ حسِ محبوبیت، امنیت، و ارتباط با دیگران ایجاد میکند و میتواند الهامبخش و مایهٔ خوشبینی به آینده باشد، چون به ما کمک میکند چیزهای خوبی را دربارهٔ خودمان و دیگران به یاد آوریم.