هفت دروغ دربارهٔ افغانستان

موضوع حضور آمریکا در افغانستان، آمیخته به توهمات و سوءتفاهمات فراوان است. خروجِ فوری و بی‌قید و شرط آمریکا از افغانستان به انحاء مختلف توجیه می‌شود. این جستار به رایج‌ترین توجیهات این ناکامی می‌پردازد…

برنار-آنری لوی در باب افغانستان، برگزیت، و پوپولیسم

برنار-آنری لِوی روشنفکر سرشناس فرانسوی سال‌هاست که از مداخلهٔ غرب حمایت می‌کند. ولی حالا که طالبان افغانستان را گرفته و مقاومت در افغانستان عملا مُرده است، آیا او هنوز فکر می‌کند که تهاجم غربْ کارِ درستی بود؟

مزدِ شکست

خروج آشفته و عجولانهٔ غرب از افغانستان عبرت‌انگیز است. اگر آمریکا و اروپا از این تجربه درس نگیرند، آرمانِ دموکراسی آزاد در قرن بیست‌ویکم ممکن است به سرنوشتِ همان کشوری دچار شود که حالا در دست طالبان است…

آخرین روز جمهوری

گویا آرمانهایم را گور کرده و در یک سکوت طولانی بدتر از مرگ منتظر فرداهایم شدم‌.‌ فرداهایی که دنیایی از سوالات را در ذهنم جا داد‌.‌ و امروز هم در انتظار سرنوشت هستم که نه بیشتر دست خودم بلکه به دست دیگر است…

از خانواده‌ام خواستم کتاب‌ها را آتش بزنند

ترس از داشتن یک کتابخانه منظم با کتاب‌های نادر و کمیاب، ترس از ‏کارمند بودن در ارگان‌های دولتی، موسسات خارجی، رسانه‌ها و… آدم را مجبور به نابود کردن باارزش‌ترین چیزها ‏می‌سازد.

غریزه‌های بقا

معمولا خیال‌مان راحت است که در زندگی همواره حفاظ‌هایی هستند که از ما محافظت می‌کنند. اما گاهی سرنوشت به خطا می‌رود و در بحران گرفتار می‌شویم؛ حفاظ‌ها از بین رفته‌اند؛ و همه چیز ممکن است در لحظه‌ای به فنا برود…

بازِ پادشاهی بر شانه‌های بی‌کفایت

حتی در دنیای ما که حاکمان در جریان رای‌گیری برگزیده می‌شوند هم، گاه پیش می‌آید که افرادی کاملاً نامناسب برای تصدی امور برگزیده می‌شوند. محمداشرف غنی نمونه‌ای از این افراد است…

مرگِ صلح

آرزوی ساخت افغانستانِ دموکراتیک و سکولار بر باد رفت. حالا خطری بسیار بزرگ‌تر از جنگ سوریه، دنیای آزاد را تهدید خواهد کرد. قدرت مطلقهٔ طالبان و رابطه‌اش با جهادگراییِ جهانی، دیر یا زود دامنِ آمریکا و دنیا را خواهد گرفت.

افغانستان؛ خبطِ دیگری برای آمریکا

رئیس‌جمهور آمریکا با نادیده‌گرفتن ژنرال‌های ارشد آمریکایی و فرمان شتابزده برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان، راه را برای تروریست‌های طالبان باز کرد تا هر چه بیشتر افغانستان را در کنترل خود بگیرند…

فرش جنگ: روایت نسل‌های سوختهٔ افغانستان

دهه‌ها جنگ مسلحانه در افغانستان، هنرهای سنتیِ این کشور را متاثر کرد، طوری که حتی تصویر قهرمانانِ ملی از قالیچه‌های افغانستان حذف شد، و جای آن‌ها را کلاشینکوف و سلاح‌های جنگی گرفت…

هیچکس از سقط‌جنین من خبر ندارد؛ حس می‌کنم جنایت کردم

سقط‌جنین در افغانستان غیرقانونی‌ست ‌ـــ‌ حتی درمواردِ تجاوز جنسی ‌ـــ‌ مگر آن‌که زندگیِ مادر درخطر باشد یا ریسکِ تولدِ نوزادی با ناتوانی‌های حاد وجود داشته باشد. نرخ تولد در افغانستان 4.8 فرزند به‌ازای هر زن است که بالاترین نرخ در آسیاست (البته در زمان حکومت طالبان که دختران اجازۀ مدرسه‌رفتن نداشتند، این رقم بسیار بالاتر هم بود). در افغانستان (که بیشترِ مردم مسلمان هستند)، کنترلِ باروری غیرقانونی نیست ولی یک تابوی اجتماعی است و دسترسی به آن هم راحت نیست.

خواستم خانه‌ام را پیدا کنم، خیلی بیش از آن یافتم

اولین سفرم به افغانستان، تجربه‌ای پیچیده بود. هم خانه است و هم نیست. قبلا هیچ‌وقت در زادگاهِ والدینم نبودم. می‌گویند خشن‌ترین و خطرناک‌ترین جای این سیاره است. سفر به آنجا یعنی کنارآمدن با شوک فرهنگی و دلشکستگی. ولی انگار مجبور بودم این کار را بکنم. مدت‌ها بود که از این کار طفره می‌رفتم، اما مدت‌های بود که مدام حس می‌کردم دارم به سرزمین مادری‌ام نزیکتر و نزدیکتر می‌شوم و او هم دارد به من نزدیکتر می‌شود. برای همین رفتم.