نگاهی به «جدایی نادر از سیمین»

ساختار فیلنامه «جدایی نادر از سیمین» نمونه ای موفق از تلفیق اصول کلاسیک و مدرن در مبانی داستان نویسی است. اساس داستان به طرز بی مانندی بر مبنای کنش و واکنش شخصیت های اصلی حول بحران استوار است. این نوشته تنها به بررسی ساختار داستان فیلم نامه می پردازد. طرح داستان دو بدنه اصلی دارد: جدایی نادر و از سیمین که لایه سطحی، اما آکسیون اولی و اصلی داستان است و دوم سقط جنین زن پرستارکه اکسیون دوم محسوب می‌شود. این دو بخش چنان در هم تنیده شده اند که ممکن است بیننده آن را یکی تصور کند. چرا که مبنا و وجه مشترک و تشکیل دهنده هر دو، بر پایه ” کشمکش ” از طریق کنش و واکنش، بین شخصیت های اصلی و فرعی شکل گرفته است. به موازات دو آکسیون داستان ، دو کنش و واکنش و یا ” کشمکش ” اصلی به طور موازی و زنده در خلال داستان در حال “حرکت ” است: برشی از زندگی نادر و سیمین و برشی از زندگی زن پرستار و شوهرش. تلاقی دو نوع زندگی شهری امروز در یک اتفاق. فیلمنامه دارای سه نقطه عطف است: اول: سقط جنین زن پرستار در پی درگیری نادر با او، دوم: شک زن در لحظه توافق بر دیه ( لحظه گفتگوی او با سیمین) شک زن به اصطلاح موتور توربو جت فیلنامه است. با اطمینان می‌توان گفت که اگر این نقطه عطف ( شک زن ) در داستان گنجانده نمی شد، ادامه داستان از قوام می افتاد. این نقطه عطف منجر به حفظ نیروی درونی داستان و حرکت آن از طریق این نیروی درونی ، گردیده است. سوم: سکانس اخر و لحظه انتخاب ترمه بین مادر و پدر ( برهم نهادگی پایان داستان و نقطه عطف انتخاب ترمه)، ” تکنیک ” هوشمندانه فرهادی در پایان بندی محسوب می گردد. الف) شخصیت های داستان: – شخصیتهای اصلی : نادر، سیمین، زن پرستار و شوهرش – شخصیتهای فرعی: ترمه(اصلی ترین شخصیت فرعی )، بازپرس، معلم ترمه، دختر زن پرستار ، پدر نادر، مادر سیمین و باقی افراد کار شخصیت فرعی کمک به تکوین و تشکیل شخصیت اصلی و ایجاد یا تکمیل شاخصه کشمکش در داستان است. شخصیت های فرعی تمامی در این جهت طراحی و استفاده شده اند، بدون کمترین دیالوگ اضافی و مازاد یا عملی خارج از آکسیون اصلی. در واقع تمامی پیرنگ داستان بر اساس شخصیت پردازی و کشمکش بین شخصیت ها استوار است. فرهادی، شخصیت های فرعی را به طور کامل در کنترل دارد. برای نمونه معلم مدرسه ضمن پیشبرد بخشی از داستان و شکل گیری کشمکش او با شوهر زن پرستار، به ساخت و شکل دهی به شخصیت مرد و بافت روحی و فرهنگی او بسیار کمک کرده است. یا خواهرشوهر زن پرستار که مواجه او با شخصیت اصلی ( شوهر زن پرستار ) در ایجاد شناختی جامع و شخصیت سازی او(شوهر)، هدفمند به کار گرفته شده است. همچنین باید اشاره کنم به پدر نادر به عنوان شخصیتی فرعی، که زمینه ساز یکی از دو بدنه اصلی داستان ( سقط جنین)است و به طرز استادانه ای به کار گرفته شده است. و همچنین، دختر بچه ( دختر زن پرستار) که در شکل دهی به یک بحران اصلی در آکسیون دوم داستان (موضوع دکتر رفتن زن پرستار و شک در مرافعه او با شوهرش از طریق نقاشی ترسیمی او که معلم به آن اشاره می کند.) مختصر آن که: طراحی و به کارگیری شخصیت های فرعی در نهایت ظرافت و استادی، شخصیت های اصلی را شکل داده و آکسیون داستان را به پیش برده است. به طوری که بار اصلی روایت از طریق اعمال و کنش  واکنش های شخصیت های اصلی و فرعی سازمان یافته است.

اصغر فرهادی به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین برنده اسکار شد

ب) تکنیک – استفاده از دو آکسیون موازی ( دو بحران اصلی موازی در دو خانواده، یکی جدایی نادر و سیمین در خانواده اول و دیگری سفط جنین زن در خانواده دوم ) – به کارگیری تضاد در شکل و شالوده زندگی و باورهای اجتماعی، مذهبی و شیوه زندگی دو خانواده – برهم نهادگی نقطه عطف سوم با پایان داستان – طراحی بحران فرعی به ازای هر شخصیت اصلی و فرعی بر مبنای عنصر کشمکش ج) بحران – بحران های اصلی : داستان دو بحران اصلی دارد که به موازات هم پیش می روند ( قبلن و در قسمت (ب) اشاره شده است ) – بحران های فرعی: بحران های فرعی همه در یک سطح نیستند اما همگی بر مبنای تقارن حول “کشمکش” شکل گرفته اند. برای نمونه: * کنجکاوی معلم در نقاشی دختر که باعث شکل گیری و تقویت شک در وقوع علت حادثه می شود * کشمکش ( کنش و واکنش) ترمه با پدر( نادر) بر مبنای سوال ذهنی ترمه که آیا پدر بارداری زن را می دانسته و یا نه و او(پدر) که قهرمان زندگی دختر( ترمه) است فردی دروغگوست یا نیست. * کشمکش زن پرستار با خود در انتقال پول حرام به خانه ( به زعم خود) یا قبول درگیری با شوهر خود، چراکه برخورد با ماشین که از او پنهان کرده است. * کشمکش سیمین با خود که در این شرایط و جهت دلداری شوهر و دختر به خانه باز گردد و یا بازنگردد * کشمکش شوهر زن پرستار با خودش و همسرش پس از آگاهی از آن که احتمالن همسرش نه بر اثر کتک از نادر که بر اثر تصادف سقط جنین کرده است. ( که به صورت خود زنی او بروز می یابد) در پلان پایانی این سکانس ( بر هم خوردن توافق از طریق معامله ) تلاقی نگاه دو دختر از دو خانواده ( به عنوان نماینده وجدان بیدار دو خانواده) یکی از تاثیرگذارترین پلان های کوتاه این فیلم است. همچنین سکانس داوری ترمه با چشمان اشک آلود در انتخاب بین مادر و پدر. * کشمکش نادر با دخترش ترمه در مخفی کردن آگاهی او از بارداری زن و سعی در مخفی کردن آن که در نهایت با سوال های پی در پی ترمه، ناگزیر به اعتراف می شود. * کشمکش بازپرس به عنوان نقطه تقابل در برخورد دو خانواده * کشمکش معلم با شوهر زن پرستار، کشمکش طلبکاران مرد با او و نقش آنها در هدایت او به توافق و معامله ، کشمکش نادر با مصائب پدر و نمونه هایی دیگر از این دست که همگی بحران های فرعی درجه دو در ساختار داستان محسوب می شوند. کارکرد نقش ترمه در روند فیلم چنان برای بیینده به وجدان آگاه او(بیننده) بدل می شود که در گزینش نهایی ترمه بین مادر و پدر، بیینده تصور می کند که داوری ترمه، راستی و ناراستی والدین را برای او رمز گشایی خواهد کرد. داوری ای که فرهادی هرگز به آن تن نداده و آن را به ذهن درگیر و گرفتار بیینده محول نموده است. هر چند که فرهادی دو آکسیون را به موازات هم پیش برده و در طول فیلم، با مهارت و استادی، بیننده را درگیر آکسیون دوم فیلم ( سقط جنین) می نماید؛ اما با بازگشایی گره بحران آصلی این آکسیون دوم، مجدد به آکسیون اول ( جدایی نادر از سیمین) باز می گردد و در انتها گره این روایت را از طریق شرکت دادن ذهن بیننده به انتخاب ترمه، به خود بینده وا می گذارد و این همان پایان مدرن داستان در یک روایت کلاسیک است. گویی که فرهادی با درگیری ذهن بیینده در آکسیون دوم ( سقط جنین) و پرتاب به یکباره ی بیننده در آکسیون اول ( که گویا فراموشش کرده است اما قراموش نکرده است)، بیننده را به غافلگیری نهایی خود هدایت کرده است.

درباره‌ی نویسنده

مجید میرزایی

یک دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • در مورد فیلم جدایی …در زمان اکران و بعد از برگزیده شدنش در مراسم اسکار بسیار خوانده و شنیده بودم
    ولی نگاه تخصصی آقای میرزایی به فیلم از منظر فیلمنامه و بررسی شخصیتی عناصر اصلی و فرعی وپرداخت فیلمنامه ،برای من بسیار مفید بود. البته ترجیح می دادم . در باره ی. تیتراژ. و پایان باز بیشتر می خواندم.
    با تشکر فراوان