نوشتن بـرای خوانده شدن است

الیزابت گیلبرت 

من همانطوری نویسنده شدم که بعضی‌ها کشیش و راهبه می‌شوند؛ زمانی که بسیار جوان بودم با نوشتن پیمان بستم و زندگی‌ام را در اطراف نوشتن بنا کردم. راستش، نمی‌دانستم از چه راهی دیگری می‌توانستم نویسنده شوم. آن موقع من هیچ کسی را نمی‌شناختم که نویسنده باشد.

چند کلاس نویسندگی رفتم، اما به جز یک کارگاه نویسندگی در دانشگاه نیویورک، بقیه اتلاف وقت بود. از تمرین نویسندگی در کلاس چیزی نمی‌آموختم. به همین دلیل نوشتن را سر خود شروع کردم. کارم را به آن عده از دوستان و اعضای خانواده که به ارزیابی‌شان اعتماد داشتم، نشان می‌دادم و باز هم می‌نوشتم.

وقتی نوزده‌ساله بودم، داستان‌های کوتاهم را برای نشر به مجلات و نشریات مختلف می‌فرستادم. هدف من فقط این بود که قبل از مرگم چیزی از من جایی نشر شود. اما در طول چند سال بعد،‌ فقط مجموعه عظیمی از نامه‌هایی از نشریات و مجلات جمع کردم که در آن از نشر داستان‌هایم عذر خواسته بودند.

حالا نمی‌توانم واقعا توضیح بدهم که این همه اعتماد به نفس برای فرستادن داستان، آن هم در نوزده سالگی، به نشریاتی مثل نیویورکر، از کجایم می‌آمد. این را هم نمی‌توانم درک کنم که چرا با وجود این که همه دست رد به سینه‌ام زدند، باز هم زنده ماندم.

برای من آن آسان نبود که درک کنم چرا مردم اینقدر زحمت می‌کشند و داستان زیبایی می‌نویسند و بعد از ترس نقد شدن یا نظرات منفی، حاضر نیستند آن نوشته را به دیگران نشان دهند. به نظر من باید هر داستانی باید خوانده شود؛ اگر می‌نویسید به ویراستارها و آژانس‌های ادبی و نشریات بفرستید، به همسایه‌ و دوست و آشنایتان نشان دهید، اصلا بچسپانیدش به دیوار ایستگاه اتوبوس محله‌تان. اما رویش ننشینید و خفه‌اش نکنید.

حتما در مورد منظم بودن نویسنده‌ها هم شنیده‌اید. مهم است اما نه آنقدر که می‌گویند. مهمترین خصلت یک نویسنده، به نظر من باید این باشد که توانایی بخشیدن خود را داشته باشد.  چون حقیقتش نوشتارتان همیشه شما را ناامید می‌کند و نیز تنبلی‌تان. در نتیجه همیشه به خودتان سرکوفت خواهید زد که بلد نیستید بنویسید یا هیچ‌وقت نویسنده نخواهید شد. این است که باید همیشه آمادگی و توانایی بخشیدن خودتان را داشته باشید.

باید این را همیشه در نظر داشته باشید که شما به کسی وعده نداده‌اید که نویسنده خیلی خوبی خواهید بود، بنابراین انتظارتان از خودتان را واقع‌بینانه تنظیم کنید.

مسئله دیگری که باید به خاطر داشته باشید این است که برای نوشتن هیچ‌گاه دیر نیست. نوشتن یاد گرفتن رقص و یا مسابقه زیبایی نیست که بعد از سن خاصی نتوانید انجام دهید. در واقع وقتی سن‌تان که پخته باشد، بهتر خواهید نوشت.

من نوشتن را دوست دارم و همیشه دوست‌ داشته‌ام. پیشنهاد من این است که شما نیز آن را دوست داشته باشید، به سختی تلاش کنید و به این فکر نکنید که نتیجه‌اش را فوری به دست آورید. نتیجه به وقتش خواهد آمد.

درباره‌ی نویسنده

نویسنده مهمان

مجله‌ی نبشت با همیاری و همکاری داوطلبانه‌ی خوانندگان و نویسندگان فارسی‌زبان پابرجاست. آیا با اشتراک نوشته‌هایی که می‌پسندید، به بهتر شدن کیفیت این مجله کمک خواهید کرد؟

بدون دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید