آرشیو مطالب | مهام میقانی

آپادانا، پنجم بهمن

«من با آیدا سر آن کوچه قرار می‌گذاشتم. روی آن نیمکت می‌نشستیم و من جُک تعریف می‌کردم. تقریبا در هر قرار سه، چهار تا جک می‌گفتم؛ او می‌خندید و وقتی کم تر از یک ربع ساعت از ملاقاتمان گذشته بود، می‌رفت. چند سال پیش می‌شد؟...

تولد یک ژانر: نگاهی به «تو در قاهره خواهی مرد»

برای مردم کشوری که تاریخ متمدن خود را بیش از دوهزار و چند صد سال می‌دانسته و در تمام این مدت تحت لوای امپراطوری‌های گوناگون اداره شده و گرچه بخش عمده‌ای از خاک خود را در گذر این همه سال از دست داده اما همچنان یکی از...

فقدان بازتاب طبقات اجتماعی در «رمان فارسی»

چرا در «رمان فارسی» حرفه‌ها و طبقه‌های اجتماعی بسیاری بازتاب داده نشده‌اند؟ ما سال‌هاست که به شغل‌های محدودی برای قهرمانان‌مان فکر می‌کنیم: عموما یا نویسنده‌اند و یا شغل‌شان در یکی از حوزه های مربوط قرار می گیرد...

کافورپوش: داستانی قدیمی با روایتی تازه

«کافور پوش» به وضوح درباره‌ی میل به جاودانگی‌ست که نتیجه‌ی تلاش در راه یافتن نیمه‌ی گمشده است. مانی مرد جوانی که مهندسی برق خوانده و در محله‌ای در شرق تهران زندگی می‌کند، سفری مالیخولیایی را پایه می‌گذارد که طی آن چه...

خیالتان راحت! نویسنده شدید!

معمولا در نوجوانی به این نتیجه می‌رسید که گاهی به جای وقت گذراندن با دوستان، چرخیدن در کوچه یا رفتن به کلاس‌های فوق برنامه دوست دارید کتاب بخوانید. چند وقت قبل در مکانی نه چندان خاص کتابی را دست کسی دیده‌اید. مثلا دست...

چرا «ماجرای رفیق تولایف» را باید خواند؟

«ماجرای رفیق تولایِف» نوشته‌ی «ویکتور سِرژ» (۱۸۹۰–۱۹۴۷) نویسنده ی روس تبار و زاده‌ی بروکسل نه فقط در ایران بلکه در سراسر جهان امروز خواننده ی کمی دارد. از سال ۲۰۱۱ تا امروز که فورشگاه اینترنتی آمازون نسخه ی جدید این...

بازخوانی مجموعه «سور شبانه»

برای «زیبا» ایکیا نخست او را به دورانی دور بازمی‌گرداند. خانه‌ی یک طبقه‌ای در تهران را به یاد می‌آورد که مال پدرشوهرش بوده و سپس همین ایکیا است که مقاطع دیگر زندگی زیبا را روایت می‌کند. این عنصر ِ خوب در اکنون داستان...