آرشیو مطالب | عزیز حکیمی

از «عیسای عراقی» چه می‌توان آموخت؟

حسن بلاسم نویسنده‌ و فیلم‌ساز عراقی‌ست که یکی از مجموعه‌های داستانی او به نام «عیسای عراقی» برنده جایزه داستان خارجی در بریتانیا در سال ۲۰۱۴ شد. از این مجموعه داستان «آواز بزها» به فارسی ترجمه و در وبسایت نبشت منتشر...

نبشت: یکی از ده نشریه موفق ادبی به انتخاب رمان ۵۱

انجمن رمان ۵۱، که متشکل از جمعی از نویسندگان و علاقه‌مندان ادبیات فارسی در ایران است، به مناسبت یکسالگی فعالیت خود ویژه‌نامه‌ای منتشر کرده که در آن به معرفی و بزرگداشت ده سایت موفق ادبی پرداخته است. آن‌ها از مدیران و...

گروتسک در ادبیات و هنر

در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزی‌ست که به شکل چندش‌آوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد...

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

مسلما هزار و یک دلیل می‌توان شمرد که دست به دست هم داده و جماعت فارسی‌زبان را از کتاب‌ خواندن دور نگه‌داشته‌است: دلایل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، حتی سیاسی. اما شاید یکی از دلایلی که کمتر به آن توجه شده، نگاه جامعه‌ی ما...

کابل بلوز

پُک محکمی به سگرتم می‌زنم و به ستونی از دود خاکستری آن نگاه می‌کنم که در پس‌زمینه ابرهای تیره‌ محو می‌شود. باران بند آمده، اما آسمان عبوس‌تر از قبل است. چشمانم را می‌بندم. باد نوروزی مثل لحافی سرد مرا در خود می‌پیچد و...

آن هفت سال خوب: پنجره‌ای به زندگی شهروندان اسراییلی 

بسیاری از ما همه‌ی شهرهای جهان را ندیده‌ایم، اما تصوری کلی و نزدیک به حقیقت از آن‌ شهرها و مردمانش داریم: پاریس را با برج ایفل و خوش‌پوشی مردمانش می‌شناسیم، رُم ما را به یاد ویرانه‌های کولوسیوم و خون‌گرمی...

ادبیات ترس: ده داستانک چندجمله‌ای در ژانر وحشت

ژانر وحشت در ادبیات (و همچنین سینما) از ژانر‌های محبوب ادبی‌ در اروپا و غرب است. داستان‌هایی که در این ژانر نوشته می‌شوند، باید ظرفیت ایجاد ترس، وحشت و شاک را در خوانندگان خود داشته باشند. براساس تعاریف ادبی، ژانر وحشت...

دیکتاتور ضدکتاب و نویسنده‌ی خوش‌اقبال

سلمان رشدی، نویسنده‌ی بریتانیایی، گذشته از آن که جزو نویسنده‌های شناخته‌شده‌ی جهان است، احتمالا برای نویسنده‌های هم‌ترازش، به طور رشک‌برانگیزی جزو خوش‌اقبال‌ترین‌ آن‌ها نیز هست، تا حدی که به سختی می‌توان گفت...

زیر آفتاب داغ

آفتاب به شدت بر دشت می‌تابید و بی‌تابی طیب‌آغا لحظه به لحظه بیشتر می‌شد، نه به خاطر گرمی، بلکه به این دلیل که همین چند دقیقه پیش سوالی را که باید از ذاکرخان بمب‌ساز می‌پرسید، فراموش کرده بود. ذاکرخان خم شده و نیم...

تکت لاتری

مردهای مندرس‌پوشی که روبروی مغازه جمع شده‌ بودند تا پخش زنده اعلام نتایج قرعه‌کشی را روی تلویزیون بزرگ داخل ویترین تماشا کنند،‌ کمی جابجا شدند و شیربهادر موچی روی پیاده‌رو غلطید و زیر نگاه متعجب تماشاچیان صورتش به...